آيدين عزيزم

پاییز باشکوه

تقدیم به بهترین هدیه خداوند و فرزند عزیزتر از جانم." آیدین " بچه که بودیم، پاییز که می شد ؛ انگار با خزان برگها و هزار رنگی طبیعت، تازه غصه های ما شکوفه می زد. پاییز که می شد کسی کارمان نداشت. باران که می زد سوغاتش برای دلهای ما با تمام طرواتش دلتنگی بچه گانه بود. باران که می بارید...کوچه های کودکی ما را دلتنگی پر می کرد. پاییز این شهر خاطره های دوران کودکی ام را تداعی میکند. سحرگاههای مه گرفته این دیار، گذشته آشنای مرا مرور می کند،روزهای سرد پاییز دوران کودکی ام . صدای سوز ناک بادهای سرد پاییزی ... صدای خش خش برگ درختان در مسیر مدرسه و بازی های رویادار کودکانه ام. پاییز هزار رنگ دل فریب ا...
10 آذر 1396