آيدين شكريانآيدين شكريان، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

آيدين عزيزم

چارلی چاپلین

آموخته ام...که لبخندارزانترین راهی است که می شود باآن،نگاه راوسعت داد. آموخته ام ...که تنهاکسی که مرادرزندگی شادمی کند ،کسی است که به من می گوید:تومراشادکردی
4 خرداد 1392

روز پدر

امسال اولین سالیه که یک حس خوب ،یک حس قشنگ رادارم تجربه میکنم .امسال برای اولین باره که ازخداهدیه روز پدر گرفته ام ،هدیه ای که داشتنش بخشی ازنیازم شده بود.چقدراحساس فوق العاده ای دارم وقتی کسی راکه ازگوشت وپوست واستخوان من شکل گرفته است درآغوش میگیرم .اینکه میگن تاپدرومادر نشی قدرپدرومادررانمیدونی واقعاًدرسته .امسال باتک تک سلولهای بدنم نگران کسی بودن رافهمیده ام ،با اولین لبخند فرزندم مستی را لمس کرده ام .فردا روز پدرنامگذاری شده، به یاد وبه نام کسی که یادش ونامش قوت قلبهاست،بزرگ مردی که برای همیشه تاریخ راه ورسم دارد .من درسختیهای زندگیم به دردانه های اوپناه برده ام ،مددجسته ام ازحسین شهیدش وازابوالفضل باوفایش ... گفته ...
2 خرداد 1392

آیدین جان

پسرک خوشقل من ،آیدین عزیزمن باتمام کودکیهایم به دنبال تو میگردم تادوباره به سرزمین رویاها برگردم . الان چه احساس نازی دارم وقتی باتمام وجودم به خنده های تو میخندم ، باتمام نفسهایم بانفس توپامیگیرم ،پایبندنگاههای معصومت می شوم وآنچنان خیره میمانم که جرات پلک زدن را ازمن میگیرد.دوباره رویای خوش رنگ کودکی رادرتاروپودم رشد می دهم تا بافرشته نازنینم کودکی کنم. بهترین بابا،دلشادمیشوم وشادکامی ام بی انتهاست ،وقتی آهنگ صدای بی نظیرت گوشم رامینوازد.من باتمام قلبم به دنبال شادیهای کودکانه ات راه می افتم وخوشحالی ازته دل راازکوچولوی شیرینم تمنا میکنم. این روزها باتمام هستی ام استقامتت رابرای ایستادن وراه افتادن لمس میکنم. نمیدانم چگونه...
30 ارديبهشت 1392

لیله الرغائب

خوشحالی پسر عزیزم وقتی داره دوسه قدم راه رفتن رایاد میگیره بسیاردیدنی ودوست داشتنیه ،وقتی میبینی چقدراشتیاق داره بتونه راه بره بسیارلذت بخشه .چندروزی هست که فرشته مهربون خونه ماداره تقلا میکنه بلندشه ؛راه بیفته ،راه بره .افتادن وگریه کردن عزیزترین آفریده خداحکمت های بسیاری رابه انسان یادمیده.پنجشنبه شب ،شب لیله الرغائب بود یعنی شب آرزوها،شبی که خدای مهربان فرشته هارامامورشنیدن آرزوهای آفریده هاش میکنه .من دراین شب برای خودم آرزونکردم ،چون به تمام آرزوهایی که داشتم وخواستم رسیدم اما برای شیرینی زندگیم آرزو کردم ؛ملتمسانه دعا کردم که خدای مهربان وعزیز هیچ وقت نظررئوفش رااز اوبرنگرداند.آرزو کردم روشنی زندگیم همیشه همسایه خدابماند.آرزوکردم شادم...
28 ارديبهشت 1392