آيدين شكريانآيدين شكريان، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 8 روز سن داره

آيدين عزيزم

گاهی دلم تنگ می شود...

گاهی دلم برای خنده هایت تنگ میشود. زمانی که تنها در گوشه اتاق ، کنار سماور قدیمی می نشستی و به باغچه حیاط خونمون، خیره، نگاه می کردی. گاهی دلم برای شنیدن صدایت تنگ می شود . دلگیر می شوم. راستی خوب گفته اند: چقدر زود دیر می شود. انگار همین دیروز بود دوران کودکی ام . هنوز آرامش دستهای مهربانت را حس می کنم.هنوز نگاه نگرانت را پشت سر خودم با تمام وجودم احساس میکنم. هنوز صدای دعاهایت را در گوشم دارم. آخ که چقدر به دعاهایت محتاج شده ام ، مادر....  تو رفته ای و من تنها دلم برای غصه هایت تنگ می شود. کاش بودی و من دوباره دستهایت را نوازش میکردم. کاش بودی و من اندکی قدر تورا درک میکردم. دعایم کن... ...
12 بهمن 1395

تودر...

          تو در جان منی ، من غم ندارم تو ایمان منی ، من کم ندارم. ...
19 دی 1395

عشق صیدی...

      عشق صیدی ست که تیرت به خطا هم برود، لذتش کنج دلت ، تا به ابد خواهد ماند. ...
21 آذر 1395

یک حس تازه

    دعا می کنم یک اتفاق خوب برای همه بیفته. دعا میکنم تا دعای همه مستجاب بشه. روز خوبی داشته باشین. ...
16 آذر 1395

عشق شاید...

عشق شاید شکفتن یک گل باشد و یا خوردن یک لیوان آب خنک ، وقتی تشنگی امانت را می برد. عشق شاید رویایی باشد که تو برای خودت ساخته ای و شاید هزاران فکر و خیالی که هر کس در قلب خود پنهان دارد. اما این روز ها عشق برای من هیجان عاشقانه ای است در لبهای  پسرم ؛ وقتی با شوق تمام داستانی را برای من تعریف می کند . وقتی احساسی را جاری می کند که سرتاسر وجودم را به انگیزه ای برای دوست داشتن وا می دارد. و من ناگزیر عاشق می شوم . عاشق عشقی که خدا در چشمهای فرزندم به من هدیه داده است. سلام به پسرم ، به آیدین عزیز ، روشنایی و نور دیده هایم. ...
17 آبان 1395

سلام

    گنج هایی که در قلب ها هستند قابل سرقت نیستند. ...
5 آبان 1395